مرضيه محمدزاده
1515
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
چه بىرحمانه آتش مىبارد بايد چراغ را خاموش كرد تا چهرهى مردانگى روشن شود * در ظهر موعود پاييز گل كرد و يك باغ ارغوان درو شد . . . اينك خدا مىداند : نام آن دل كامل ترجيعبند هاتف عرش است « 1 » با نام تو چه كردند ؟ ! : پلك صبورى مىگشايى و چشم حماسهها روشن مىشود كدام سر انگشت پنهانى زخمه به تار صوتى تو مىزند كه آهنگ خشم صبورت عيش مغروران را منغّص مىكند مىدانيم تو نايب آن حنجرهى مشبّكى كه به تاراج زوبين رفت و دلت مهمانسراى داغهاى رشيد است اى زن ! قرآن بخوان تا مردانگى بماند
--> ( 1 ) - همان ؛ ص 465 .